close
تبلیغات در اینترنت
مهدی جان
loading...

SMGH23000

دانلود کتاب الکترونیک1 دکتر میرعشقی حل المسائل

SMGH23000 بازدید : 125 جمعه 16 آبان 1393 نظرات ()

آمدم با تو سحرها حرف‎هایم را زدم ـــــــــــــــــــــــــــ ناله‎های ربنا یا ربنایم را زدم

بعد از این یک ماه هر چه شد دگر پای خودت ــــــــــــــ من برای بنده بودن دست و پایم را زدم

حال میخواهی ببخشای یا که میخواهی نبخش ـــــــــــــــ من که هر شب آمدم اینجا صدایم را زدم

دست، خالی کیسه، خالی گردن کج بارها ــــــــــــــــــ بر در میخانه ات دست گدایم را زدم

پیش مردم آبرویم را مبر من ـــــــــــــــــــ هر کجا رفته ام حرفِ کریمیِ خدایم را زدم

کاشکی باور کنی مردانه توبه کرده ام ــــــــــــــــــــــ کاشکی باور کنی قید خطایم را زدم

زود آمد ضامنم شد زود بخشیدی مرا ـــــــــــــــــــــ تا درِ صحن علی موسی الرضایم را زدم

آخر ماهی خیالم را تو راحت کن بگو ـــــــــــــــــــــ پای تقدیر تو امضای عطایم را زدم

ماه مهمانی که طی شد، کی محرم می رسد ــــــــــــــــــــ کی ببینم خیمه ماه عزایم را زدم

التماست می کنم امسال راهی ام کنی ـــــــــــ من که هر شب ناله‎ی کرب و بلایم را زدم

SMGH23000 بازدید : 175 پنجشنبه 15 آبان 1393 نظرات ()

ای که عمامه‎ی عزّت به روی سر داری

خُلق و خوی نبوی ، صولتِ حیدر داری

عصمتت فاطمی و غیرت تو عباسی

آن‎چه خوبان همه دارند تو بهتر داری

کاش چشمم به رویِ ماه تو روشن می‎شد

مثل اجدادِ خودت جلوه‎ی محشر داری

این همه سال گذشته خبری از تو نشد

غربتی مثل علی ؛ ساقی کوثر داری

جاده‎ی وصل تو را طی بنمایم روزی

بارها را اگر از شانه‎ی من برداری

باطناً خیمه نشینی و کسی یارِ تو نیست

ظاهراً دور و بَرَت این همه لشکر داری

چند تا یار فداکار و ولایی مثلِ

میثم و مالک و عمار و ابوذر داری

ما فقط مدعی و اهل تظاهر هستیم

بدیِ کار همین‎جاست که باور داری

روسیاهم بپذیرم که غلامت باشم

خواهشاً فکر کن این بار که قنبر داری

بیشتر از همه محتاج دعایت هستم

در سحرگاه که دستی به دعا برداری

در قنوت سحر خویش به یادم هستی

مهربان ، ارثیه از حضرت مادر داری

نفسم تنگ شده عطر حرم می‎خواهم

ای که در خال لبت سیب معطر داری

بین صف منتظرم تا که مرا هم ببری

نجف و کرب و بلا ، هر چه مُقَدر داری

بهترین ذکر شب و روز حسین است حسین

به خدا نام جگر سوز حسین است حسین

SMGH23000 بازدید : 101 پنجشنبه 15 آبان 1393 نظرات ()

آنکه دائم هوس سوختن ما می کرد

کاش می آمد و از دور تماشا می کرد

فال من ،یوسف گمگشته اگر می آمد

با دل مرده ی من کار مسیحا می کرد

گرچه پرونده ی اعمال سیاهی دارم

کاش می آمد و با این همه امضا می کرد

من اگر منتظر واقعه ی او بودم

کِی قرار دل ما امشب و فردا می کرد

کاش می آمد و یک شب وسط سینه زنی

در عزای پدرش ناحیه نجوا می کرد

شب هشتم وسط روضه ی اربا اربا

گریه بر تشنگی اکبر لیلا می کرد

من یقین دارم اگر کرب و بلا داشت حضور

بر سر نعش علی یاری بابا می کرد

یا که در هلهله ی آن همه نامحرم هرز

مهدی ما کمک زینب کبری می کرد

SMGH23000 بازدید : 93 پنجشنبه 15 آبان 1393 نظرات ()

بد جور دلشکسته ای و گریه می کنی

از اشک چهره شسته ای و گریه می کنی

بگذار تا عبایِ تو را ما تکان دهیم

بر خاکها نشسته ای و گریه می کنی

امشب به صبح امر بفرما طلوع مکن

امشب عجیب خسته ای و گریه می کنی

خونِ جگر برای شما قوت شب شده

با ناله عهد بسته ای و گریه می کنی

زنجیرها که پشت تو را زخم کرده اند

هر روز بین دسته ای و گریه می کنی

هیات تمام شد همه رفتند و تو هنوز

یک گوشه ای نشسته ای و گریه می کنی

آبی بزن به صورت مادر، ز دست رفت

چون مادرت شکسته ای و گریه می کنی

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 159
  • کل نظرات : 35
  • افراد آنلاین : 3
  • تعداد اعضا : 31
  • آی پی امروز : 13
  • آی پی دیروز : 28
  • بازدید امروز : 139
  • باردید دیروز : 181
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 2
  • بازدید هفته : 494
  • بازدید ماه : 2,976
  • بازدید سال : 12,339
  • بازدید کلی : 225,874