close
تبلیغات در اینترنت
مناجات با حضرت حجت روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا
loading...

SMGH23000

ای که عمامه‎ی عزّت به روی سر داری خُلق و خوی نبوی ، صولتِ حیدر داری عصمتت فاطمی و غیرت تو عباسی آن‎چه خوبان همه دارند تو بهتر داری کاش چشمم به رویِ ماه تو روشن می‎شد مثل اجدادِ خودت جلوه‎ی محشر داری این همه سال گذشته خبری از تو نشد غربتی مثل علی ؛ ساقی کوثر داری جاده‎ی وصل تو را طی بنمایم روزی بارها را اگر از شانه‎ی من برداری باطناً خیمه نشینی و کسی یارِ تو نیست ظاهراً دور و بَرَت این همه لشکر داری چند تا یار فداکار و ولایی مثلِ میثم و مالک و عمار و ابوذر داری ما فقط مدعی و اهل تظاهر هستیم بدیِ…

SMGH23000 بازدید : 126 جمعه 16 آبان 1393 نظرات ()

ای روزه دار ، افطار محتاج یک دعایم

آقای آبرودار ، محتاج یک دعایم

با نامه ی سیاهم ، قلب تو را شکستم

آلوده و گنهکار ، محتاج یک دعایم

خیلی دلم گرفته ، از تو خبر ندارم

با این وجود دلدار ، محتاج یک دعایم

تا خواستم بیفتم ، دست مرا گرفتی

این بار هم چو هر بار ، محتاج یک دعایم

شرمنده ام کجاها ، دیدی گناه کردم

خیلی شدم گرفتار ، محتاج یک دعایم

نگذاشتی بریزد یک لحظه آبرویم

هستم به تو بدهکار ، محتاج یک دعایم

ای کاش یک سحر هم ، راهت بیافتد اینجا

در انتظار دیدار ، محتاج یک دعایم

خیمه نشین صحرا ، آرام جان زهرا

هر جایی هستی ای یار ، محتاج یک دعایم

وقت اذان مغرب ، دلتنگ کربلایم

ای روزه دار ، افطار محتاج یک دعایم.

SMGH23000 بازدید : 170 پنجشنبه 15 آبان 1393 نظرات ()

بیا ای دلیلِ دعایِ همه

و مقصودِ آقا بیایِ همه

جدا هستی از ما و همراه ما

غریبِ همه آشنایِ همه

اگر از صدایم بدت آمده

صدایت زدم با صدای همه

گره خورده کار دلم چاره کن

ای آقای مشکل گشای همه

بدون تو ای شادی روزگار

جهان گشته ماتم‎سرای همه

نگاه پر از اشک روز و شبت

دخیل است در گریه‎های همه

همه چشم‎‎شان سمت دستان توست

که امضا شود کربلای همه

یکی بین روضه صدا زد حسین

نوشتند آن را به پای همه

SMGH23000 بازدید : 136 پنجشنبه 15 آبان 1393 نظرات ()

نیستی و بر لبم انگیزه ی لبخند نیست

جز به دامان غمت دستم به جایی بند نیست

طالعم با غم گره خورده ؛ گره را باز کن

حتم دارم که دلت راضی به این پیوند نیست

روز مرگم با روزی که بفهمم قلب تو

ذره ای از این مَنِ پُر مُدّعا خُرسند نیست

خوب می دانم وبال گردنت هستم ؛ ببخش

بهترین بابای دنیای حقش این فرزند نیست

من به حق عمه ات سوگند خوردم ، پس بیا

خوب می دانم که بالاتر از این سوگند نیست

SMGH23000 بازدید : 184 پنجشنبه 15 آبان 1393 نظرات ()

ای که عمامه‎ی عزّت به روی سر داری

خُلق و خوی نبوی ، صولتِ حیدر داری

عصمتت فاطمی و غیرت تو عباسی

آن‎چه خوبان همه دارند تو بهتر داری

کاش چشمم به رویِ ماه تو روشن می‎شد

مثل اجدادِ خودت جلوه‎ی محشر داری

این همه سال گذشته خبری از تو نشد

غربتی مثل علی ؛ ساقی کوثر داری

جاده‎ی وصل تو را طی بنمایم روزی

بارها را اگر از شانه‎ی من برداری

باطناً خیمه نشینی و کسی یارِ تو نیست

ظاهراً دور و بَرَت این همه لشکر داری

چند تا یار فداکار و ولایی مثلِ

میثم و مالک و عمار و ابوذر داری

ما فقط مدعی و اهل تظاهر هستیم

بدیِ کار همین‎جاست که باور داری

روسیاهم بپذیرم که غلامت باشم

خواهشاً فکر کن این بار که قنبر داری

بیشتر از همه محتاج دعایت هستم

در سحرگاه که دستی به دعا برداری

در قنوت سحر خویش به یادم هستی

مهربان ، ارثیه از حضرت مادر داری

نفسم تنگ شده عطر حرم می‎خواهم

ای که در خال لبت سیب معطر داری

بین صف منتظرم تا که مرا هم ببری

نجف و کرب و بلا ، هر چه مُقَدر داری

بهترین ذکر شب و روز حسین است حسین

به خدا نام جگر سوز حسین است حسین

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 159
  • کل نظرات : 35
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 31
  • آی پی امروز : 4
  • آی پی دیروز : 28
  • بازدید امروز : 17
  • باردید دیروز : 105
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 122
  • بازدید ماه : 3,280
  • بازدید سال : 28,056
  • بازدید کلی : 241,591