close
تبلیغات در اینترنت
شعر بد جور دلشکسته ای و گریه می کنی
loading...

SMGH23000

بد جور دلشکسته ای و گریه می کنی از اشک چهره شسته ای و گریه می کنی بگذار تا عبایِ تو را ما تکان دهیم بر خاکها نشسته ای و گریه می کنی امشب به صبح امر بفرما طلوع مکن امشب عجیب خسته ای و گریه می کنی خونِ جگر برای شما قوت شب شده با ناله عهد بسته ای و گریه می کنی زنجیرها که پشت تو را زخم کرده اند هر روز بین دسته ای و گریه می کنی هیات تمام شد همه رفتند و تو هنوز یک گوشه ای نشسته ای و گریه می کنی آبی بزن به صورت مادر، ز دست رفت چون مادرت شکسته ای و گریه می کنی

SMGH23000 بازدید : 117 پنجشنبه 15 آبان 1393 نظرات ()

بد جور دلشکسته ای و گریه می کنی

از اشک چهره شسته ای و گریه می کنی

بگذار تا عبایِ تو را ما تکان دهیم

بر خاکها نشسته ای و گریه می کنی

امشب به صبح امر بفرما طلوع مکن

امشب عجیب خسته ای و گریه می کنی

خونِ جگر برای شما قوت شب شده

با ناله عهد بسته ای و گریه می کنی

زنجیرها که پشت تو را زخم کرده اند

هر روز بین دسته ای و گریه می کنی

هیات تمام شد همه رفتند و تو هنوز

یک گوشه ای نشسته ای و گریه می کنی

آبی بزن به صورت مادر، ز دست رفت

چون مادرت شکسته ای و گریه می کنی

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 159
  • کل نظرات : 35
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 31
  • آی پی امروز : 8
  • آی پی دیروز : 29
  • بازدید امروز : 81
  • باردید دیروز : 86
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 81
  • بازدید ماه : 2,524
  • بازدید سال : 41,906
  • بازدید کلی : 255,441