close
تبلیغات در اینترنت
شعری زیبا در مورد عید غدیر
loading...

SMGH23000

شعر دشت در مورد عید غدیر

SMGH23000 بازدید : 164 دوشنبه 21 مهر 1393 نظرات ()

دشت غوغا بود، غوغا بود، غوغا در غدير
موج می‏زد سيل مردم، مثل دريا در غدير
تشنگيها بود و توفان بود و شن بود و غبار
محشرى از هر چه با خود داشت صحرا، در غدير
كاروان آرام و بى تشويش لنگر میگرفت
تا بگيرد كاروان سالارشان جا در غدير
گردها خوابيد كم كم، كاروان خاموش شد
تا پيمبر خود چه خواهد گفت آيا در غدير!
تا افق انبوه مردان صحارى بود و دشت
و سكوتى، تا كند آن مرد لب وا در غدير
مرد اما با نگاهى گرم در چشمان شوق
جستجو می‏كرد محبوبش على را در غدير
پس به مردان عرب فرمود: «بعد از من على است
هر كه من مولاى اويم اوست مولا در غدير»
گردها خوابيده بود و كاروان خاموش بود
خوانده مى‏شد انتهاى قصه ما در غدير
در شكوه كاروان آن روز با آهنگ زنگ
بى گمان بارى رقم می‏خورد فردا در غدير
اى فراموشان باطل! سر به پايين افكنيد!
چون پيمبر دست حق را برد بالا در غدير
حيف! اما كاروان منزل به منزل می‏گذشت

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 159
  • کل نظرات : 35
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 31
  • آی پی امروز : 3
  • آی پی دیروز : 27
  • بازدید امروز : 34
  • باردید دیروز : 175
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 641
  • بازدید ماه : 3,084
  • بازدید سال : 42,466
  • بازدید کلی : 256,001